ژان والژان و امر رایگانبخشی

خرید بک لینک

یه بچه همسایه داشتیم، حالا جدا از اونگوشهای آئرودینامیک،

ویژگی منحصربهفردش داشتن توپ قانونی بود. سربسته بگم، میگاییدما رو.

وسط بازی میگفت پاس بده پاس بده، ما خام بودیم فکر میکردیم واقعن پاس میخواد،

به رغم پرس شدید و محاصرهی حریف با بدبختی پاس رو میرسوندیم یهو توپ رو

با دست برمیداشت میگفت من دیگهنمیام. که هنوز من مرعوب وقاحت اون صحنهام.

بیمقدمه، بیبهانه، بیجهت قهر میکرد.

مالکیتموجب شده بود تو همهی قوانین تصرف بکنه. ده نفر بودیم؛

یه تیم رو چهارتا میچیدتیم خودش رو پنشتا، یه ذخیره میذاشت واسه تیم چهار نفره.

اینکه چه کسی دروازهبانباشه یه مشکل درونتیمیه، ولی رفیقمون دروازهبان

تیم مقابلرو هم معین میکرد.

من مطلقن اهل دریبل دیواری نبودم و این حرکت رو دون شأنفوتبالیست میدونم،

اما اونحق نداشت بگه هرکی دریبل دیواری بزنه یه گل به نفع ما.

تازه وقتی میخواست بره مهمونی،توپ رو هم میبرد.

ملکیان یهچیزهایی دربارهی رایگانبخشی میگفتا. که آدم حوالی چهل سالگی

معمولن میخوادبخشی از داشتههاش رو رایگان و بیچشمداشت به هستی برگردونه،

همونطور که رایگاناز هستی گرفته بود.

قسم میخورم من سن رایگانبخشی رو از چهل سالگی به هفت کاهشداده بودم

و در شش-هفت سالگی این اصطلاح رو نیک میفهمیدم و با اشد قوا بهش مایلبودم.

ولی آخه چی رو رایگان میبخشیدم؟

سادهانگارانه فکر میکردم اگه خودم یه توپداشته باشم دیگه هیچ وقت ناملایماتِ ناشی

از مالکیت رو نمیبینم و با این خیال خامبه استقبال عیدی سالهای بعد رفتم.

مدتی قبل،از داخل دخمهام بیرون اومده بودم و توی یک میدون که مجمع جویندگان کار

هست قدم میزدم.یک نفر از ماشینی گرانبها پیاده شد و دو تا تراول پرت کرد

طرف یکی از این کارگرهاکه باهاش بره نمیدونم اسبابکشی یا چی.

نمیتونم بگم مثل سگ باهاش برخورد کرد،چون دیدم خیلیها به سگ هم

که میخوان غذا بدن زانو میزنن یا نشانههایی از عاطفهبروز میدن.

یاد بچه همسایهی سابق و مالکیت و ناملایمت و اینا افتادم.
خودم پولنداشتم کمکش کنم، کارگره هم انقدر خوشحال بود از گرفتن تراول

که ترسیدم برم بهاون مردک تذکر بدم، بعد این بندهخدا به پولش نرسه.

ژان والژان هم بعضی وقتا سرشرو میانداخت پایین راهش رو میکشید میرفت .

شفا دادن حضرت بخاری مر درماندگان را...

ما را در سایت شفا دادن حضرت بخاری مر درماندگان را دنبال می‌کنید

برچسب: ژان والژان و کوزت,وبلاگ ژان والژان, نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 4:32

صفحه بندی